خرید بک لینک

اخرین شب ار خرداده

به نقطه ای از این ننگواره تلخ زندگی رسیدم

که دائما راه میرم

همش حرکت و بیهودگیه پیری...

خسته ام خدایا میدونی چقدر بدبختم

خواهش میکنم صدای منو گوش بده

سرم گیج میره از بس میچرخم دوره خودم

هیچ هیچ هیچ انگیزه و امیدی به فردا ندارم

میدونم که همه چیز رو میدونی

پس دستای منو پس نزن

دلتنگم برای ارامش

حتی لحظه ای

حتی ذره ای...

برچسب: نویسنده: مریم رجبی تاريخ: پنجشنبه 4 مرداد 1397 ساعت: 20:50

صفحه بندی